
از بهشت زهرا(س)، عبور میكنیم و به سمت بلوار دكتر"حكیمزاده" میرویم، درختان سر به فلك كشیده و سرسبز مسیر این جاده را قشنگتر و زیباتر جلوه میدهند.
چشمانم به دنبال تابلویی است كه برروی آن نوشته شده"آسایشگاه سالمندان و معلولین كهریزك".
از دور تابلوی آسایشگاه نمایان میشود، در بازاست ، برخلاف انتظارم پیش رویم حیاتی پراز گلهای سرخ،سفید وصورتی و درمیانآنها آرامگاه مردی مهربان و دلسوز كه یكی از بنیانگذاران و موسسان این آسایشگاه است،بهچشم میخورد.
اگرچه با اولین نگاه این طراوت و سرسبزی نوید ماندگاری بهار را میدهد و دل را میرباید اما اینجا هیچ شادی پایدار نمیماند.
ساختمان نوساز با آجرهای سه سانتی،باپنجرههای ساختمانهای "بنفشه"كه با میلههای فلزی محصور شدهاست ، تنهایی ،سكوت و حتی زندان را تداعی میكند.
اینجاآخرین روزهای زندگی سپری میشود،سرای نیمهخاموشی كه بهدست فراموشی سپردهشده،اینجا خانه سالمندان است،مكانیكه آدمها حرفهایشان را با سكوتشان میزنند،درلبخندهایشان غمی نهفته است در چشمهایشان تردید موج میزند، تردید میان ماندن و رفتن بودن با نبودن و عشق برای آنان قاب عكسهای خاك خورده كنار تختهایشان است.
آری ، اینجا همه چشمها نمناك است حتی در روزی كه به نام آنان نامیده شده است.
بنفشه، نماد گلی شكننده است و به همین دلیل ساختمان بنفشه به بانوان سالمند اختصاص دارد اما آقایان در ساختمان "صنوبر" كه نمادی از قدرت صلابت و استحاكم است، حضور دارند.
بخش معلولان "ارغوان" و مركز تخصصی "اماس "كه به تازگی افتتاح شده، "گل یاس"، نام دارد.
سالمندان اگر چه در زیر نور ملایم آفتاب، با" ولیچرهایشان "آزادانه در میان باغچههای چمن كاری شده حركت و هوایی تازه را استشمام میكنند اما گل -های باغچه دلشان باران خورده و زندگیشان بدون داشتن كانون گرم خانواده به غم آلوده شده است.
آنان با وجود تمامی امكاناتی كه در آسایشگاه در اختیارشان قرار گرفته، پرستاران گوش به فرمانشان مانند پروانه به دورشان میچرخند و یك لحظه هم تنها نیستند، اما در خلوتشان از جداییها شكایت، و از اینكه در سرای نیمه خاموش سالمندان به فراموشی سپرده شدهاند، رنج میبرند.
سالمندان براین باورند كه فرزندانشان به دلیل گرفتاریهای روزمره و دغدغههای زندگی ماشینی آنان را از یاد بردهاند.
سالمندان آسایگاه كهریزك میگویند، تا كی سكوت و تنهایی، تا كی چشم به در دوختن، تا كسی از راه برسد و دیداری تازه شود، در این چهار دیواری دلمان گرفت ما كه پای رفتن نداریم و در یك جا ماندهایم و در مرداب فرورفتهایم و هر لحظه تحلیل میرویم.
یكی از سالمندانی كه در محوطه آسایشگاه با تكیه بر عصایش در حال قدم زدن است میگوید: بعد ار فوت همسرم، چند روزی را در خانه دخترم گذارندم، اما بعد از مدتی احساس كردم كه مزاحمشان هستم.
وی كه ۷۰سال سن دارد و به سختی حركت میكند، ادامه داد: از لحاظ پذیرای و مراقبت با هیچگونه مشكل و كمبودی مواجه نیستم اما نیكوكاران در گذشته بیشتر به دیدن ما میآمدند اما درحال حاضر كمتر سر میزنند.
بانوی سالخوردهای كه به سختی نفس میكشد و تسبیحی سفید را در دستان چروكیدهاش دارد، میگوید: بوسیدن نوه و زندگی در كنار میوههای عمر آدمی بسیار لذت بخش است اما من از چشیدن طعم آرامبخش زندگی با فرزندانم محروم هستم.
وی كه هفت سال است خانه سالمندان را به عنوان خانهای ابدی برای زندگی انتخاب كرده است، گفت: در خانه سالمندان دوستان زیادی رابرای هم صحبت شدن پیدا كردم، اما درد و دل، فرزند و گریه و شادی نوه چیز دیگری است.
وی ادامه میدهد، دوست دارم قبل از رفتن به سرای آخرت، تنها پسرم را كه ۲۲سال پیش به عنوان دكتر به بوسنی رفت و دیگر برنگشت را ببینم و این آخرین آرزوی من دراین دنیای فانی، است.
پدران خانه سالمندان كهریزك، خود حكایتی ناگفته از فراز و نشیبهای روزگار هستند و در ناگفتههایشان چشم انتظاری،آرزوی دیدن دوباره فرزندان را میتوان احساس كرد و از سكوتی كه در نگاههایشان جاری است و خاموشی كه در چهرههایشان موج میزند و قطرات اشكی كه در چشمهایشان حلقه زده، غربت را میتوان لمس كرد.
پدرانی كه زنده هستند، نفس میكشند و خواسته و یا ناخواسته ناچار هستند تا چهار فصل سبز زندگی را دور از كانون صمییمی خانوادگی سپری كنند.
پیرمردی كه چین و چروكهای صورتش را نمیتوانی با انگشتان دست بشماری میگوید: پدر انسانی است كه قشنگیهای زندگیاش را بافرزندانش تقسیم و غمهایش را از آنان پنهان میكند.
وی كه به درستی نمیداند چند سال دارد، گفت: اما در شرایط فعلی، من باید بغضی مملو از غم ندیدن فرزندم گلویم را بفشارد.
وی ادامه میدهد، در روز سالمند، دوست دارم وقتی تلفن به صدا درمیآید، پسرم پشت خط باشد اما دریغ كه این آرزو برای من دست نیافتنی است.
پیرمرد سالخورده دیگری اما با پشتی خمیده، میگوید: فرزندان ما روزهایی را كه دست در دست پدر راه رفتن را تمرین میكردند، را از یاد بردهاند.
وی گفت: آنان زمانی را كه پدر عاشقانه به گله و شكایتهایشان گوش میداد و مانند تكیه گاهی استوار بود و حمایت میكرد را فراموش كردند.
او بیان كرد: اما در زمانی كه ما به آنان برای در و دل نیاز داریم و حیات را در آغوششان جستجو میكنیم، خبری از حضورشان نیست.
مسوول روابط عمومی یكی از دفاتر آسایشگاه سالمندان كهریزك گفت:
بیش از سه هزار نیكوكار و خیر كمكهای معنوی و مادی خود را صرف آسایشگاه میكنند.
"فاطمه میرصادقی" افزود: سالمندان دوست دارند تا هر روز اطرافشان شلوغ باشد و كسی به دیدنشان بیاید.
وی با اشاره راهاندازی تورهایی برای بازدید از آسایشگاه، اظهاركرد:
نیكوكاران میتوانند قبل از اعطای كمكهای خود از نزدیك از آسایشگاه بازدید كنند و با مراكز دریافت هدایا آشنا شوند.
وی گفت: در حال حاضر بیش از ۲۰دفنر مشاركت دایر شده و دفترمركزی مشاركتها برای مغازهها و بعضی ازشركتها نامه ارسال میكند و از آنها تقاضای كم كمك میكند.
یك هزار و ۷۵۰تخت فعال در آسایشگاه سالمندان كهریزك ری دایر است و ۹۳۵نفر پرسنل به طور شبانهروزی در خدمت سالمندان هستند.
منبع : aftab


